مدافع خط مشى او بوده و همواره در حال حفاظت از امورى باشد كه در تحقق مصالحى كه خدا براى امت اسلام مقرر داشته است دخالت دارد .
اما خط مشى اول با حاكميتها و شرايطى كه بر ائمه عليهم السّلام تحميل مىكردند سازگارى داشت و ائمه عليهم السّلام هرگاه شرايط را براى به دست گرفتن حكومت كه خط مشى دوم است مناسب نمىديدند به آن مىپرداختند .
اين وجه از نقش ائمه عليهم السّلام در واقع عمق بخشيدن به رسالت در فكر و روح و سياست امت بود به اين اميد كه بدينوسيله استحكام مناسبى در صفوف آنان ايجاد شود و در صورت سقوط انقلاب مصونيت لازم را در برابر فروپاشى داشته باشند . اين مهم با ايجاد بنيانهايى زنده و هوشيار در ميان امت و دميدن روح رسالت در آنان و بهوجود آوردن علقهاى صادقانه ميان امت و رسالت امكانپذير مىگرديد « 1 » .
حركت در اين دو خط مستلزم حركتى مثبت و فعالانه براى حفظ و حمايت مستمر رسالت ، امت و دولت بود . بنابراين هرچه انحراف شديدتر مىشد ائمه عليهم السّلام تدابير لازم را در برابر آن اتخاذ مىكردند و هرگاه بلايى بر سر عقيده و انقلاب اسلامى فرود آمده ، حكومتهاى منحرف وقت - به دليل بى كفايتى - از علاج آن عاجز مىماندند ، ائمه عليهم السّلام مبادرت به ارائهء راه حل نموده و امت را از خطراتى كه تهديدشان مىكرد نجات مىدادند . آنان جامعهء اسلامى را در زمينهء عقايد از خطرات نابودكننده حفظ مىكردند « 2 » .
مأموريت رسالى ائمهء اهلبيت عليهم السّلام
اينجا است كه مىبينيم نوع عملكرد ائمه عليهم السّلام در عرصههاى مختلف و
هامش
( 1 ) . أهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف / 131 - 132 و 147 - 148 .
( 2 ) . أهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف / 144 .