تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله براى امت ترسيم كرده بود در دست نداشتند ، آن هم‌چنان انحرافى كه مسلمانان حتى توان تصور عمق و نهايت تأثير منفى آن را بر دولت ، امت و شريعت را نداشتند چراكه آن‌ها اين تغيير را در شخص رهبر مىدانستند نه در خط رهبرى . و اما بيان دو خط مشى اساسى كه ائمه عليهم السّلام مىبايست همهء فعاليت‌هاى خود را بر محور آن‌ها انجام مىدادند : 1 . مصونيت دادن به امت از فروپاشى پس از سقوط انقلاب و در اختيار امت قرار دادن عوامل تقويت‌كننده به ميزان كافى تا امت با ايمانى ثابت ، روحى مجاهد و گام‌هايى استوار روى پاى خودشان بايستند . 2 . تلاش براى به دست گرفتن رهبرى انقلاب و دولت و محو آثار انحراف و بازگرداندن رهبرى به جريان طبيعى خود كه به اين ترتيب عناصر سه‌گانهء تربيت يعنى امت ، شريعت و مربى لايق در آن‌ها جمع گشته و پيوند امت ، با اجتماع ، دولت و رهبرى با كفايت آن برقرار شود « 1 » . خط مشى دوم محتاج برنامه‌ريزى درازمدت ائمه عليهم السّلام بود تا شرايط مناسب با همهء ارزش‌ها ، اهداف و احكام بنيادين اسلام را فراهم نمايند . ارزشها ، و احكامى كه دستآورد رسالت اسلام و مقصود از تشكيل حكومت اسلامى به نام خداوند خالق شريعت ، عملى شدن آن‌ها و در نتيجه رسيدن انسان به كمال درخور او است . به همين دليل بود كه ائمه عليهم السّلام پيروزى فورى بر اساس حملهء مسلحانه را براى برقرار كردن پايه‌هاى حكومت اسلامى كافى نمىدانستند . بلكه چنين كارى محتاج آماده كردن سپاهى عقيدتى بود كه به امام و عصمت او ايمان مطلق داشته ، با هدف‌هاى بزرگ امام زندگى كرده و در عرصه‌هاى حكومتى
هامش
( 1 ) . أهل البيت تنوع ادوار و وحدة هدف / 59 .