بهطور كلى ائمه عليهم السّلام علاوهبر كوشش فراوان در جهت ايجاد و تشكيل مجموعهء مؤمن و صالحى به رهبرى خود ، هيچگاه در امور مربوط به نظام اسلامى و امت مسلمان ، امت و دولت را از حمايت خود بىنصيب نمىگذاشتند .
دومين مرحلهء مبارزاتى ائمه عليهم السّلام كه از نيمهء دوم زندگانى شريف امام سجاد عليه السّلام آغاز و تا زمان امام كاظم عليه السّلام امتداد يافته است داراى دو ويژگى عمده است :
1 . پس از توفيق ائمه عليهم السّلام در آشكار ساختن نادرستى خط خلافت و حساس كردن مردم نسبت به عوامل تشديدكنندهء انحراف پس از وفات رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در مركز رهبرى عالم اسلام ، كوشش آن بزرگواران در اين راه مصروف شد كه دستگاه خلافت را از نظر قدرت دفاع علمى و اعتقادى خلع سلاح كنند ، چراكه دستگاه براى نگهدارى خود به تقويت گروهى از عالم نمايان و محدثان كه مصداق بارز واعظان دربارى بودند پرداخته بود تا با تأييد ايشان و ترويج ولايت آنان به حكومت خود رنگ و لعاب شرع دهد .
2 . دومين ويژگى اين مرحله از مبارزهء ائمه عليهم السّلام پرورش طبقهء درستكارى بود كه شالودهء آن در مرحلهء اول مبارزه ريخته شده بود . ايشان در اين مرحله به تهيه طرح تفصيلى و تشريح خط رسالت كه خود [ از جانب خدا ] امين بر اجراى آن بودند پرداختند كه آثار آن در تبيين و انتشار آموزههاى نظرى اسلام اماميه و تربيت نسلهايى از دانشمندان بر اساس فرهنگ اسلام امامى در مقابل خط دانشمندان دستپرورده خلفا و واعظان دربارى جلوه كرده است .
علاوهبر اين مسئوليت پاسخگويى به شبهات موجود و نمودار ساختن نادرستى فرقههاى مذهبى كه از سوى خلفا يا ديگران اختراع مىشد را نيز بر
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: منذر حكيم
ص١٠٤