رهبرى امامان اهل بيت عليهم السّلام را پذيرفته بودند ؛
2 . معارضان حاكميت كه جنگ مسلحانه را راهكارى مناسب براى سرنگونى حاكميت و برپايى حكومت اسلامى مناسب مىديدند ، مانند قيام ابو السرايا ؛
3 . مؤمنان آگاه و آشنا با رهبرى مشروع و مقبول كه ياران امام رضا عليه السّلام بودند .
فعاليت مأمون در سه جبهه
مأمون براى چيره شدن بر سه حالت ياد شده و از پاى درآوردن آنها ، هوشمندانه سياست چند مرحلهاى در پيش گرفت ، به اين شرح :
1 . رويارويى با انقلابيون دوستدار خاندان رسالت و از ميان برداشتن آنان با ابزار نظامى . در روزگار مأمون ، ابو السرايا قيام كرد و كار او بالا گرفت .
ابو السرايا مردم را به سوى يكى از افراد خاندان رسالت فرا مىخواند . سرانجام در مصاف با سپاه مأمون كه تحت فرماندهى حسن بن سهل بود ، سپاه مأمون پيروز و ابو السرايا كشته شد .
2 . در كنترل درآوردن گرايش و تمايل تودهء مردم به خاندان رسالت .
براى رسيدن به اين هدف مأمون ابزار سياسى فوقالعاده كارآمدى به كار گرفت . او با بيعت گرفتن براى امام رضا عليه السّلام به عنوان ولىعهد و نيز تظاهر به دوستى اهل بيت بر آن بود تا گرايش مردمى را خدشهدار سازد . براى رسيدن به اين هدف مىبايست امام رضا عليه السّلام را از مدينه به خراسان بياورد . اين بود كه شخصى به نام « جلودى » براى آوردن شمارى از علويان به مدينه فرستاد .
گماشتهء مأمون به مدينه رفت و شمارى از علويان كه امام رضا عليه السّلام نيز در ميان