از سر راه خود برداشت ؛
5 . به بغداد رفته ، معارضهء خاندان عباسى را سركوب كرد ؛
6 . در راستاى تقويت قدرت و سلطهء خود ، قدرتهاى موجود در دولت را از بين برد ؛
7 . مسألهء « مخلوق بودن قرآن » را مطرح و ترويج كرد تا مردم را با اين موضوع سرگرم كرده ، آنها را از پرداختن به مسائل مهم و محل ابتلاىشان باز دارد ؛
8 . تصفيه نيروهاى مخالف مانند جريان خوارج ؛
9 . لشكركشى براى جنگ با بيزانس و دفع خطر اين دولت .
رابطهء امام رضا عليه السّلام و مأمون
در پى تلاشهاى سترگ امامان پيش از حضرت رضا عليه السّلام دوران امامت اين بزرگوار شاهد بيشترين پيشرفت حركت اسلامى بود . اين روند ، حاكميت عباسيان را به ناچار به كارى واداشت كه بدان مايل نبودند . يكى از اين اقدامها واگذارى منصب ولايتعهدى به امام رضا عليه السّلام عليه السّلام بود تا به مردم القا كنند كه خلافت را به امامان اهل بيت عليهم السّلام بازگرداندهاند . براى روشنتر شدن مطلب اشاره به موارد زير ضرورى مىنمايد :
رهبرى مشروع از نگاه امت
چنين برمىآيد كه امت اسلامى ، رهبرى امامان اهل بيت عليهم السّلام را پذيرفته بود كه بايد اين قشر را به سه دسته تقسيم كرد :
1 . تمام افراد امت بدون پيوندى محكم و آگاهانه با اين خاندان ، مقبوليت