مىبايست با اتكاى به خود و اعتماد به نفس ، دست به كار شود . با پى بردن به ماهيت كاستىهاى خود و شناخت ويژگىهايى كه برادرش امين از آن بهرهمند بود ، كمر همت بست و براى آيندهء خود به برنامهريزى پرداخت .
مأمون براى نيل به اهداف خود از لغزشها و اشتباهات امين بهره مىجست و خطاهاى خود را اصلاح مىكرد . از ديگر سو ، فضل كه امين را سرگرم خوشگذرانى و بيهودهكارى مىديد از مأمون خواست تا اظهار ديندارى و پرهيزگارى كند و خوشرفتار باشد و مأمون نيز چنان كرد . اينك مأمون روشى كاملا متفاوت با روش امين در پيش گرفته بود و هرگاه امين مرتكب خطا و لغزشى مىشد ، مأمون دست به عملى مثبت زد .
اين روى سكه زمانى جلوه نمود كه مأمون در نامهاى خطاب به عباسيان خود را واعظى پرهيزگار معرفى كرد و خود را در هالهاى از خويشتندارى ، بىرغبتى نسبت به دنيا و پايبندى به احكام شريعت قرار داد . او بدين وسيله مىخواست مردم در وجود او شخصيتى متفاوت و برتر از شخصيت برادرش امين ببينند . وى توانست در گونههاى علوم متعارف آن روز بدرخشد و بر همگنان ، بلكه بر تمام خلفاى بنى عباس سرآمد شود ، آنسان كه در ميان عباسيان همانند او يافت نمىشد . « 1 »
تاريخنويسان و ديگر كسانى كه به زندگى و شرح حال مأمون پرداختهاند ، به برترى او گواهى داده ، او را « مرد » خليفگان عباسى و يگانهء اين خاندان خواندهاند . « 2 »
آنچه در اين مبحث مورد توجه و بايستهء يادآورى است ، پرداختن به
هامش
( 1 ) . ابن النديم ، الفهرست / 174 .
( 2 ) . الحياة السياسية للإمام الرضا عليه السّلام / 154 .