گراييده است . خوب است بخشى از روز خود را به آنان اختصاص بدهى و آنان به ديدار تو بيايند كه اين اقدام ، مايهء آرامش آنها شده و آنان آرزوهاىشان را به وسيلهء تو برآمده ببينند .
امين خواسته او را پذيرفت و در كاخ خود نشست شاعران بر او وارد شده ، اشعار خود را براى خليفه خواندند . آنگاه امين بر يك كشتى به صورت شيرى با هيبتى بىمانند سوار شده ، به محلهء « شماسيه » رفت . در آنجا سوارهنظام كنار رود دجله در انتظار وى ايستاده بودند . در اين سفر ابزار مطبخ و تفريح با او همراه كردند تا وسايل خوشگذرانى و عيش و نوش او را آنچنان كه بايد مهيا كنند .
اين داستان ، نهايت هواپرستى و هوسبازى و بىتوجهى امين را به امور دولت و گسترهء اسلامى آشكار مىكند .
4 . قدرتطلبى ، ديگر شاخصهء امين بود . پس از مرگ هارون ، امين به خلافت رسيد و همانگونه كه ميان عباسيان سنت شده بود ، انگشترى خلافت ، برد و عصاى هارون الرشيد به او رسيد . چون كارهاى حكومتى به نفع او سامان گرفت ، برادرش مأمون را خلع كرد و فرزندش موسى را كه در گهواره و خردسال بود به ولايتعهدى برگزيد و او را « الناطق بالحق » ناميد . سپس كسى را براى آوردن فرمان ولايتعهدى كه هارون در كعبه آويخته بود و براساس آن ، امين و پس از او مأمون را به ولايتعهدى برگزيده بود فرستاد و چون فرمان به دست امين رسيد آن را پاره كرد .
جنگهاى ويرانگر
پس از آنكه امين ، برادرش مأمون را از ولايتعهدى خلع كرد و او را از