بغداد را در محاصرهء خود درآورد . اين محاصره به درازا كشيد و در نتيجه ، آبادانى بغداد رو به ويرانى نهاد و فقر و بينوايى تمام مردم آن سامان را فرا گرفت . شمار بدكاران ، منحرفان و متجاوزان به حقوق مردم در اين شهر فزونى گرفت و دست به كشتن افراد بيگناه مىزدند ، اموال مردم را به غارت مىبردند و زنان را مورد تعرض قرار مىدادند . براى رويارويى با تجاوز و حريمشكنى اين اشرار ، جمعى از مردم پاكسرشت ، به رهبرى شخصى به نام « سهل بن سلامه » بهپا خاسته ، با زور سرنيزه و سلاح به مقابلهء با اشرار پرداخته ، توانستند آنها را از بغداد بيرون برانند . « 1 »
سرانجام سپاه مأمون به سوى كاخ امين پيش رفت و آن را به محاصرهء خود درآورد و شكست سنگينى بر سپاه امين وارد كرد و سپاه امين نتوانست در برابر سپاه تا بن دندان مسلح و داراى روحيهء بسيار عالى مأمون مقاومت كند ، لذا تن به شكست داد .
كشته شدن امين
در اين كشاكش و رويارويى دو سپاه ، امين سرگرم بيهودگى و وقتگذرانى بود و با خدم و حشم خود كه « كوثر » فرد محبوب و مورد علاقهء امين نيز در جمع آنان حضور داشت ، مشغول ماهيگيرى بود . در همين حال اخبار شكست سپاهيان او و محاصرهء كاخش را به او دادند ، اما همچنان بىتفاوت ، سرگرم كار خود بود و مىگفت : « كوثر سه ماهى صيد كرده ، اما من دو ماهى گرفتهام » .
ناگهان طلايهداران سپاه مأمون بر امين يورش برده ، سر از تن او جدا
هامش
( 1 ) . اتجاهات الشعر العربي / 73 .