تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
كردند و طاهر بن حسين سر او را بر فراز نيزه كرد و اين آيه را خواند :
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ؛
« 1 » بار خدايا ، تويى كه فرمانفرمايى ، هرآن‌كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هركه خواهى ، فرمانروايى را بازستانى . « 2 »

خلافت ابراهيم خليع

ابراهيم يكى از افراد خاندان عباسى بود . به دليل اين‌كه از هيچ بىبندوبارى ، هرزگى و تن دادن به انواع بيشرمىها فروگذار نمىكرد « خليع » ( بىبندوبار ) ناميده شد . افراد خاندان عباسى به دليل نفرتى كه از مأمون داشتند ، ابراهيم را به عنوان خليفه برگزيدند و مطربان و فرومايگان با وى بيعت كردند . طرفه نكته‌اى كه در اين انتخاب به چشم خورد اين است كه همين فرومايگان از او درخواست پول مىكردند و او وعده‌هاى سرخرمن به آنان مىداد . چون زمان وعده به درازا كشيد ، كاخ او را محاصره كردند . پيك ابراهيم نزد آنان شد و به آنان گفت : « ابراهيم چيزى ندارد تا به شما بدهد . ظريفى از ميان جمع محاصره‌كننده برخاست و گفت : خليفه را در جمع ما حاضر كنيد تا به عوض عطا و پول ، سه پرده آواز براى حاضران در اين قسمت و سه پرده براى حاضران در آن قسمت بخواند . . . » . « 3 » مأمون براى سركوب كردن شورش ابراهيم ، همراه سپاهيان خود رهسپار
هامش
( 1 ) . آل عمران / 26 . ( 2 ) . عيون التاريخ 3 ، برگهء 211 و حياة الإمام الجواد / 193 - 197 . ( 3 ) . همان / 198 .