« مسعودى » امين را اينگونه توصيف كرده است : « [ امين ] انسانى بدسيرت و ضعيف الرأى بود ، از هواى نفس خود پيروى مىكرد ، به كار توجهى نداشت ، در حوادث و پيشامدهاى سخت بر ديگران تكيه مىكرد و به كسانى اعتماد داشت كه خيرخواه او نبودند » . « 1 »
همچنين دربارهء او نوشتهاند : « كارهاى زشت و ناپسند را به راحتى مرتكب مىشد و هميشه به دنبال هوا و هوس خود بود و هيچوقت به فرجام كارى نمىانديشيد . در طعام [ دادن و خوردن ] بخيلتر از او يافت نمىشد . چندان توجهى نداشت كه كجا مىنشيند و با چه كس مىنوشد » . « 2 »
بىترديد ، داشتن انديشه و رأى مهمترين شرطى است كه حاكم مسلمانان بايد از آن برخوردار باشد ؛ چيزى كه هرگز در اين حاكم عباسى و برخى ديگر از حاكمان اين خاندان ديده نمىشد .
3 . مردمگريزى از ديگر اوصاف امين به شمار مىرفت . او افزون بر اينكه از مردم گريزان بود ، از افراد خانواده ، اميران و كارگزاران خود روى نهان كرده ، آنان را تحقير مىنمود و دستگاه و امور حكومت را به « فضل بن ربيع » سپرد و خود به خوشگذرانى و عيش و نوش پرداخت . « 3 » فضل نيز از فرصت به دست آمده نهايت استفاده را برده ، هرگونه كه مىخواست در امور مملكتى دستاندازى مىكرد .
« اسماعيل بن صبيح » كه از خاصان امين بود ، با ديدن رفتار فضل ، نزد امين رفته ، به او گفت : « اى امير المؤمنين ، سرداران ، سپاهيان و رعاياى تو از اينكه خود را از آنان پنهان مىكنى ، نسبت به تو بدگمان شدهاند و نفسشان به پليدى
هامش
( 1 ) . التنبيه و الاشراف / 302 .
( 2 ) . عيون التواريخ 3 ، برگهء 212 .
( 3 ) . سمط النجوم 3 / 306 .