اخلاق والاى امام عليه السّلام در برخورد با جامعه
امام جواد عليه السّلام جوانى بود در آغاز زندگى و مورد عنايت مأمون قرار داشت .
او اموال فراوانى كه به يك ميليون درهم مىرسيد به امام جواد عليه السّلام داد . از ديگر سو شيعيان كه به امامت آن حضرت معتقد بودند ، وجوه شرعى خود را براى حضرتش مىفرستادند . درآمد موقوفههاى قم و جاهاى ديگر از ديگر ، منابع درآمدى بود كه در اختيار حضرت امام محمد تقى عليه السّلام قرار مىگرفت ، اما او چيزى از اين عايدات را هزينهء زندگى شخصى خود نمىكرد ، بلكه آنها را ميان بينوايان ، نيازمندان و محرومان تقسيم مىكرد .
« حسين مكارى » آن حضرت را در بغداد ديد كه از سوى دولتيان و مردم در ميان گرفته شده و مورد تعظيم و تكريم قرار دارد . با خود انديشيد كه امام عليه السّلام با اين موقعيتى كه دارد به مدينه باز نخواهد گشت و در بغداد خواهد ماند ، زيرا غرق در ناز و نعمت است . امام عليه السّلام كه پى به انديشهء او برده بود ، به دو نزديك شد و فرمود : « اى حسين ، نان جوين و نمك سوده [ اى كه ] در حرم جدم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم [ بخورم ، ] از آنچه مىبينى براى من دوستداشتنىتر و گواراتر است . . . » . « 1 »
امام جواد عليه السّلام خواهان آرايهها و پيرايههايى كه دولت براى او در نظر مىگرفت نبود ، بلكه همانند پدران گرامىاش كه دنيا را براى دنياخواهان رها كرده بودند و خداخواهى و بندگى حضرتش را بر دنيا و فريبايىهاى آن برگزيده بودند ، از دنيا رويگردان بود . او در سجاياى اخلاقى و كرم و لطف به
هامش
( 1 ) . شيخ حر عاملى ، اثبات الهداة 6 / 185 .