« بر خوان نعمت ابو جعفر ثانى عليه السّلام نشسته بودم و غذا مىخوردم . چون از خوردن دست كشيدم و خوان برداشته شد ، غلام حضرت خواست تكههاى خوراك افتاده بر زمين را برچيند . امام جواد عليه السّلام به او فرمود : آنچه از خوان در صحرا بريزد ، برنگير و آن را واگذار اگرچه ران گوسفندى باشد ، اما اگر چيزى از طعام در خانه بر زمين ريخت ، آن را بگير » . « 1 »
روشن است كه امام جواد عليه السّلام از آنرو غلام خود را از برداشتن غذاى پراكنده شده بر زمين بازداشت تا خوراك پرندگان و جانوران گرسنه شود .
نيكى به مردم
نيكى به مردم از برجستهترين ويژگىها و والايىهاى امام جواد عليه السّلام به شمار مىرود كه از ديد دوست و دشمن دور نمانده و تاريخ آن را ثبت كرده است . داستان زير يكى از موارد احسان و نيكى امام جواد عليه السّلام است .
« احمد بن زكرياى صيدلانى » از يكى از مردم « بست » و « سجستان » « 2 » كه از بنى حنفيه بود نقل كرده است كه گفت : « در نخستين روزهاى خلافت معتصم ،
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه 6 / 499 .
( 2 ) . محمد بن بحر رهنى دربارهء سجستان آورده است : سجستان يكى از بلاد مشرق و همچنان ستمسوز و مقاوم است . در خوبىها منحصر به فرد است و ويژگىهايى دارد كه در ديگر بلاد ديده نمىشود .
در دنيا بازرگانى به درستكارى بازرگانان آن سامان يافت نمىشود . . . آن زمانى كه در تمام گستره اسلامى ، على بن ابى طالب را بر فراز منبرها دشنام مىدادند ، تنها يك بار در اين سامان به على بن ابى طالب بر منبر ناسزا گفته شد و مردم در برابر بنى اميه ايستادند در نهايت بر پيمان خود اين مطلب را افزودند كه بر منبر آن سامان به كسى دشنام داده نشود . . . كدامين شرافت و بزرگى ياراى رسيدن به ممانعت آنان از دشنام دادن به برادر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بر فراز منبرهاى آن سامان مىرسيد و اين در حالى است كه بر فراز منبرهاى مكه و مدينه به على دشنام داده مىشود ( معجم البلدان 3 / 190 - 191 ) .