انتقامگيرى خلق بدانيم ، تشبيه حاصل مىشود و در اينحال او را در معرض زيادت قرار دادهايم و هرجا كه احتمال زيادى برود ، احتمال نقصان و كاستى نيز دارد كه [ در نتيجه ] هر چيزى كه ناقص باشد ، « قديم » ( ازلى ) نخواهد بود و هرچه قديم نباشد عاجز و ناتوان است . لذا خداى - تبارك و تعالى - شبيه ، ضد ، شريك ، كيف و نهايت و پايان ندارد ، به چشم نيايد و تصور او با دل نشايد و انديشهها معيّن كردن حد و حدودى براى او نتوانند و بر دلها ممنوع است كه او را پديده انگارند و خداى بزرگ از آنچه خلقش پنداشته و مىخوانند برتر و والاتر است » . « 1 »
مبارزه با پديدهء غلو
پديدهء غلو و گزافهگويى دربارهء اهل بيت عليهم السّلام يكى از انحرافهاى خطرآفرينى بود كه گريبانگير افرادى شد . امامان معصوم عليه السّلام براى از ميان برداشتن اين پديدهء انحرافى ، با كسانى كه دربارهء اين خاندان راه غلوّ و گزافهگويى در پيش گرفته بودند برخورد و با بيان حقيقت ، آنان را محكوم و پندارشان را رد كردند و پيروان خويش را به دورى جستن از غلات فرمان دادند . امام جواد عليه السّلام همانند پدران پاك خود با اين فكر و پديده برخوردى جدى داشت و هماره مترصد بود تا مبادا بذر غلو در جامعه اسلامى بردهد و راه انحراف را پيش روى سادهانديشان بگشايد . گواه اين ادعا مطالبى است كه تاريخنگاران نقل كردهاند ، از آن جمله از « حسين بن محمد اشعرى » روايت شده است كه گفت : « يكى از مشايخ اصحاب ما به نام « عبد الله بن رزين » براى
هامش
( 1 ) . همان / 354 - 356 .