حضرت با « داوود بن قاسم جعفرى » گواه اين گفتار است .
داوود بن قاسم جعفرى مىگويد : « به ابو جعفر ثانى عليه السّلام ( امام جواد ) گفتم :
معناى كلمهء « احد » در آيهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ؛
بگو : او خداى يگانه است » چيست ؟
فرمود : كسى [ يا چيزى ] كه بر يگانگىاش به اجماع رسيده باشند آيا اين گفتهء خدا را نشنيد كه مىفرمايد :
« وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ . . . ؛
« 1 » و اگر از ايشان بپرسى : چه كسى آسمانها و زمين را آفريد و خورشيد و ماه را [ چنين ] رام كرده است ؟ حتما خواهند گفت : الله . . . همينها [ كه چنين اعترافى دارند ] خواهند گفت كه : خدا شريك و همسر دارد .
گفتم : معنى آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ . . . ؛
« 2 » چشمها او را درنمىيابند » چيست ؟
فرمود : اى ابو هاشم ، تصور دلها از [ قدرت ] ديدگان برتر است ، چرا كه مىتوانى [ سرزمين ] سند و هند و ديگر سرزمينهايى كه نديده و وارد آن نشدهاى تصور كنى ، اما با نگاه نمىتوانى آن را ببينى . [ در مورد خداى - عزّ و جلّ - اينگونه نيست ، زيرا حتى ] تصور قلبى نمىتواند او را درك كند ، چه رسد به اينكه ديدگاه او را ببينند !
از امام جواد عليه السّلام پرسيدند : مىتوان خدا را « شىء » خواند ؟
امام فرمود : آرى . [ مشروط بر اينكه ] او را خارج از دو حدّ بدانى : حد تعطيل و حد تشبيه » . « 3 » - « 4 »
نيز از ابو هاشم جعفرى نقل شده است كه گفت : « در حضور ابو جعفر
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 61 .
( 2 ) . انعام / 103 .
( 3 ) . حد تعطيل به اين معناست كه : وجود ، صفات كماليه ، فعليه و اضافيه را براى خدا ثابت ندانند و حد تشبيه ، حكم به اشتراك او با ممكنات در حقيقت صفات و عرضهاست .
( 4 ) . مستدرك عوالم العلوم 23 / 353 - 354 .