د ) از « على بن اسباط » روايت شده است كه گفت : « [ در جايى بودم كه ] ابو جعفر عليه السّلام بر من وارد شد . سر تا پاى او را از نظر گذراندم ، تا هنگام بازگشت به مصر ، اوصاف ظاهرى او را براى دوستان خود بازگويم . در همين حال بودم كه نشست و فرمود : « يا علي ، ان الله احتج في الامامة به مثل ما احتج في النبوة » ، فقال :
« . . . وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ،
« 1 »
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً . . .
« 2 » و
. . . بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً . . . .
« 3 » فقد يجوز أن يؤتي الحكمة و هو صبي و يجوز أن يؤتاها و هو ابن أربعين سنة » ؛
اى على ، خداى - عزّ و جلّ - همانطور كه در امر رسالت و پيامبرى حجت تمام كرد ، در امر امامت نيز چنين كرده است . حضرت حق تعالى در اينباره مىفرمايد : « و از كودكى به او نبوت داديم » ، « و چون به رشد و كمال رسيد ، به او حكمت و دانش عطا كرديم » و « و به چهل سال برسد » .
بنابراين ممكن است امام در خردسالى موهبت حكمت را به دست آورد و هم در بزرگسالى و چهل سالگى . « 4 »
پرواضح است كه احراز منصب امامت در خردسالى و نيز چالشهاى علمى آن حضرت با يحيى بن اكثم ، قاضى القضات دستگاه عباسيان و ديگر فقيهان نامى كه هريك عمرى دراز سپرى كرده بودند ، معجزهء الهى به شمار مىرود و نيز عمق پيوند و نزديكى آن حضرت با خداى - عزّ و جلّ - و مددهاى غيبى را كه حضرتش از سوى خداوند برخوردار بود نشان مىدهد . در بخشهاى بعدى به دانش و معارفى كه از مبدأ وحى دريافته بود ، بيان خواهد شد .
هامش
( 1 ) . مريم / 12 .
( 2 ) . قصص / 14 .
( 3 ) . احقاف / 15 .
( 4 ) . كافى 1 / 314 .