رهنمود ، روايت و اشاره پاسخ داده مىشد و اين گفتهها به نزديكان امام رضا عليه السّلام و سران نيروهاى پيرو اهل بيت عليه السّلام كه در مصر ، حجاز ، عراق ، ايران و . . . به سر مىبردند مىرسيد .
تشكيك در امامت آن حضرت موضوعى بود كه خود امام جواد عليه السّلام مىبايست براى از ميان برداشتن آن و زدودن روح شك و ترديد كه پس از وفات امام رضا عليه السّلام بازار آن گرمتر و آتش آن شعلهورتر شده بود تلاش گستردهاى كند . روايات زير ، فضاى شكآلود آن روز و اقدامهاى امام جواد عليه السّلام را در زدودن آن فضا بيان مىكنند :
الف ) « سيد مرتضى » در كتاب خود آورده است : « چون امام رضا عليه السّلام به ديدار حق شتافت ، ابو جعفر هفت ساله بود . مردم بغداد و ديگر شهرها در امر امامت دچار اختلافنظر شدند . ريان بن الصلت ، صفوان بن يحيى ، محمد بن حكيم ، عبد الرحمن بن حجاج ، يونس عبد الرحمن و جمعى از بزرگان و افراد مورد اعتماد شيعه در خانهء عبد الرحمن بن حجاج در « بركهء زلول » گرد آمده ، در سوگ از دست دادن امام رضا عليه السّلام مىگريستند . يونس بن عبد الرحمن به آنان گفت : گريه را رها كنيد . بايد بدانيم تا بزرگ شدن اين ( امام جواد ) عليه السّلام در مسائل به چه كسى مراجعه كنيم ؟
ريان بن الصلت برخاست و گلوى او را گرفته ، بر صورت او سيلى مىزد و به او مىگفت : در حالى كه درونى شركآلود دارى براى ما اظهار ايمان و ديندارى مىكنى ؟ [ آگاه باش كه ] اگر امامت او از سوى خداى - عزّ و جلّ - باشد ، چنانچه طفلى يك روز باشد ، به يقين در علم ، فراتر از دانشمند كهنسال خواهد بود و اگر امامت او از سوى خدا نباشد ، چنانچه هزار سال عمر كرده باشد ، در شمار عامهء مردم خواهد بود . اين را نبايد فراموش كرد .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٢٠