مىبينيم كه خداى سبحان خود خبر داده ، فرموده است كه تا زمانى كه پيامبرش در ميان مردم حضور دارد و تا زمانى كه استغفار مىكنند ، آنان را كيفر و عذاب نخواهد كرد » . « 1 »
روايتى كه خوانديم اوج تحريف چيره شده بر حديث و بدعتهاى رخنه كرده در سنت پيامبر را - كه در روزگار خلافت امويان و عباسيان صورت گرفت - نشان مىدهد . همچنين از نفوذ فوق العادهء دو آفت تحريف و بدعت - عليرغم مخالفت صريح با نص قرآن - در عمق جان امت پرده برمىدارد كه تمام آن بيانگر پايين بودن سطح بيدارى فكرى و فرهنگ و دانش عمومى عالمان دربارى است و البته عامهء مردم كه از آنان پيروى مىكردند ، به مراتب ناآگاهتر بودند .
گفتوگوى امام جواد عليه السّلام با يحيى بن اكثم قاضى القضات مأمون ، شجاعت ، منطق قوى و نقش بزرگ آن حضرت را در تصحيح انحرافهاى خطرآفرين روشن مىكند كه به قيمت بد جلوه دادن حقايق دين ، به تصحيح خطاهاى كسانى كه افتخار همنشينى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و صحابه بودن را داشتند پرداختند . ديگر نتيجهء اين گفتوگو آشكار كردن چهرهء حاكمان منحرفى بود كه در پس چنين نقابهايى قرار گرفتند و در طول تاريخ از آنان شخصيتهايى موهوم در اذهان علماى سطحىنگر و ناآگاه مسلمانان ، به ويژه پيروان آنان پرورش دادند .
هامش
( 1 ) . احتجاج 2 / 477 - 480 .