من به آن ( ولايتعهدى ) تمايل دارم ؟ آيا شيرينى حكومتى كه تو را مغرور كرده [ تو را به چنين گمان رسانده ] است ؟ يا اينكه من مشتاق انگور به زهر آلودهاى هستم كه به وسيلهء آن [ امام ] رضا عليه السّلام را كشتى و فكر كردهاى كه پنهان شدن [ من ] مرا [ به دست يافتن به قدرت ] اميدوار كرده است ؟
به خدا سوگند ، اگر زنده در آتشى شعلهور افكنده شوم ، براى من بهتر است از اينكه در ميان مسلمانان به حكومتى [ ظالمانه ] برسم ، يا در حال تشنگى سخت و كشنده ، جرعهاى ناروا و حرام بنوشم . به خدا سوگند من آمادهء آن ( مرگ ) هستم از زندگى خسته شدهام و از دنيا بيزار . اگر دين من به من اجازه مىداد تا دست در دستت بگذارم تا تو از سوى من به مرادت برسى ، به يقين چنين مىكردم ، اما خداوند مرا از به خطر انداختن جانم نهى فرموده است .
آرزو مىكنم بدون اينكه خويش را به تو ارزانى دارم ، بر من دست مىيافتى و مرا مىكشتى تا از اين دنيا رهايى مىيافتم و آغشته به خون خويش و مظلوم ، خداى - عز و جل - را ملاقات مىكردم .
[ اى مأمون ، ] بدان كه من در پى يافتن راه نجات براى خود هستم و همواره كوشيدهام تا خشنودى خداى - عز و جل - را به دست آورم و به كارى بپردازم كه مرا به خدا نزديك كند ، اما نظر و رهنمودى نيافتم كه مرا به مطلوبم برساند .
از اينرو به قرآن كه [ معدن ] هدايت و شفاست پناه بردم و سوره سوره و آيه آيهء آن را خواندم و شهادت در راه خدا را تنها وسيلهء نيل به خشنودى خدا يافتم . دوباره آن را مرور كردم تا دريابم كدامين جهاد و جهاد با چه كسانى برتر است تا اينكه به اين آيه رسيدم كه مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا