تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بود ، رسيد و گفت : اى سرور من ، به خدا سوگند نمىدانم كدام مصيبت بر من سنگين‌تر خواهد بود ، مصيبت از دست دادن و هجران تو ، يا مصيبت زخم زبان مردم كه مرا قاتل تو خواهند خواند ؟ امام رضا عليه السّلام به سوى مأمون نگريست و فرمود : اى امير المؤمنين ، با ابو جعفر امام جواد عليه السّلام رفتارى نيكو داشته باش كه عمر تو و عمر او اين‌سان است و آن‌گاه دو انگشت سبابه ( اشاره ) خود را به يكديگر چسباند . ياسر مىگويد : چون پاسى از شب [ آن روز ] گذشت امام رضا عليه السّلام جان به جان‌آفرين سپرد . صبحگاهان مردم گرد آمده ، با اشاره به مأمون مىگفتند : اين [ مرد ] او را كشت ، آن‌گاه بانگ برآوردند : پسر رسول خدا كشته شد . شيون و گفت‌وگوى حاضران در هم آميخته بود . محمد بن جعفر بن محمد عليه السّلام عموى امام رضا عليه السّلام از مأمون امان خواست و به خراسان آمد . مأمون كه مىترسيد اگر پيكر پاك امام عليه السّلام تشييع شود مردم شورش كنند ، به او گفت : اى ابو جعفر ، نزد اين جماعت برو و آنان را از اين تصميم كه امروز پيكر امام عليه السّلام تشييع نخواهد شد ، آگاه كن . محمد بن جعفر نيز به ميان مردم رفت و گفت : اى مردم ، پراكنده شويد كه پيكر ابو الحسن عليه السّلام امروز تشييع نخواهد شد . مردم متفرق شدند و پيكر امام رضا عليه السّلام شبانه غسل داده شد و دفن گرديد » . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان / 108 و عيون الاخبار الرضا عليه السّلام 2 / 269 و 270 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 103 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى