زمانى كه موسى [ بن جعفر ] عليه السّلام از دنيا رفت ، امام رضا عليه السّلام به وسيلهء پيكى به داوود فرمود : آن مالى كه نزد تو [ و بر ذمهء تو ] ست به ما بده .
من آن مال را براى حضرت فرستادم » . « 1 »
مىبينيم در اين روايت امام كاظم عليه السّلام نام امام پس از خود را به « داوود » نمىگويد ، بلكه با عبارت « تا پس از من صاحب اين مال ، آن را از تو بخواهد » امامت فرزندش حضرت رضا عليه السّلام را تحكيم و بر آن تأكيد مىكند .
حضرتش بنا به ضرورتها گاهى نيز همزمان با اشاره و تصريح و در قالب يك گفتار ، امامت حضرت رضا عليه السّلام را مطرح مىكرد ، چرا كه تفاوت درجهء فكرى و عقلى و نيز دريافت و درك افراد را در نظر مىگرفت .
از « عبد اللّه هاشمى » نقل شده است كه گفت : « ما و دوستداران ما كه تعدادمان به حدود شصت نفر مىرسيد نزد قبر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله گرد آمده بوديم .
ابو ابراهيم ، موسى بن جعفر عليه السّلام در حالىكه دست فرزندش على را در دست داشت ، وارد شده ، فرمود : آيا مىدانيد كيستم ؟
گفتيم : سيد و بزرگ مايى .
فرمود : نام و نسب مرا بازگوييد .
گفتيم : موسى بن جعفر بن محمد .
فرمود : اينكه با من است كيست ؟
گفتيم : او على بن موسى بن جعفر است .
امام عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) . اصول كافى 1 / 313 ؛ اختيار معرفة الرجال / 313 ؛ الارشاد 1 / 251 و 251 ؛ اعلام الورى 2 / 47 ( به نقل از : الارشاد 1 / 251 و 252 ) ؛ كشف الغمه 3 / 61 و 62 ؛ طوسى ، الغيبه / 93 / حديث 18 و بحار الانوار 49 / 25 .