مىپنداريد امر [ امامت و جانشينى ] در اختيار ماست كه به هركس بخواهيم واگذاريم ؟ به خدا سوگند ، هرگز چنين نيست . اين ( امامت ) ، عهدى است از رسول خدا كه به يكايك [ از اين خاندان ] مىرسد تا به دست صاحب آن سپرده شود . « 1 »
امام كاظم عليه السّلام نيز بايد امام پس از خويش را به امت معرفى مىكرد و بر اساس همين مسئوليت گاهى به اشاره و گاهى بهطور صريح و در قالب نصوصى ، امام رضا عليه السّلام را بهعنوان جانشين خود به ياران و اصحاب خاص خويش مىشناساند تا آنان در زمان مناسب ، مسألهء امامت حضرت رضا عليه السّلام را در ميان مردم نهادينه كنند . امام عليه السّلام با در نظر گرفتن شرايط تعقيب و گريزى كه از سوى دستگاه عباسيان اعمال مىشد ، از معرفى جانشين خود به عامهء مردم و در جامعه پرهيز مىكرد .
بههرحال نصوص و روايات وارده همصدا بر اين امر متفقاند كه امام كاظم عليه السّلام فرزندش امام رضا عليه السّلام را بهعنوان جانشين و امام پس از خويش معرفى فرموده است .
از « نعيم بن قابوس » نقل شده است كه گفت : « ابو الحسن عليه السّلام به من فرمود : « 2 »
فرزندم على ، بزرگترين پسران من ، شنواترين آنان به سخن من و فرمانبردارترين ايشان از من است . با من در كتاب « جفر » و « جامعه » مىنگرد و كسى جز پيامبر يا وصى و جانشينى پيامبر در اين كتاب نمىنگرد ( حق ندارد در آن بنگرد ) » .
امام كاظم عليه السّلام از روزگار خردسالى امام رضا عليه السّلام امر امامت او را بيان
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 23 / 70 ( به نقل از : شيخ صدوق ، كمال الدين ) .
( 2 ) . اصول كافى 1 / 311 / حديث 2 ؛ عيون اخبار الرضا 1 / 31 ( به نقل از : كلينى ) و طوسى ، الغيبه / 36 ( به نقل از : عيون اخبار الرضا 1 / 31 ) .