پس گواه باشيد كه او در دوران حياتم وكيل من و پس از مرگم وصي من است » . « 1 »
اين بيان امام كاظم عليه السّلام در حالىكه نصى بر امامت امام رضا عليه السّلام و جانشينى اوست ، در عينحال و با تفسيرى ظاهرى در حكم وصيت عادى و متعارفى است كه پدر به فرزند و در مورد او مىكند . امام كاظم عليه السّلام از آن جهت با عبارتى دو پهلو از جانشينى و وكالت فرزند خود سخن مىگويد كه اوضاع سياسى حاكم بر جامعه ، آكنده از ترور ، تعقيب و اختناق است .
امام كاظم عليه السّلام با در نظر گرفتن شرايط و نيازهاى جامعه ، مسألهء امامت فرزندش حضرت رضا عليه السّلام را گاهى در برابر عدهاى و زمانى در برابر جمع اصحاب و خاندان خود مطرح مىفرمود .
از « داوود بن كثير رقى » نقل شده است كه گفت : « به موسى كاظم عليه السّلام گفتم :
فدايت شوم ، كهنسال شدهام . دست مرا بگير و از دوزخ وارهانم . [ به من بگو : ] پس از تو ، امام و سرپرست ما كيست ؟
امام عليه السّلام به فرزندش ابو الحسن رضا اشاره كرده ، فرمود : پس از من او سرپرست و امام شماست . « 2 »
« حيدر بن ايوب » مىگويد : « در مدينه ، در جايى كه « قبا » نام داشت و « محمد بن زيد بن على » در آن حضور داشت ، حاضر بوديم . محمد بن زيد نه در وقت معمول كه با تأخير نزد ما آمد . به او گفتيم : فدايت شويم ، تو را چه شده است [ كه دير آمدى ] ؟
محمد گفت : امروز ابو ابراهيم ما را كه هفده تن از فرزندان فاطمه ( س ) و على عليه السّلام بوديم فراخواند و ما را گواه گرفت كه فرزندش على وكيل او در
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 27 .
( 2 ) . الفصول المهمه / 243 - 244 .