معرفى كرده ، فرمود : اى مردم مدينه ( يا اينكه فرمود : اى حاضران در مسجد ) ، اين [ فرزندم على ] پس از من جانشين و وصى من است . « 1 »
در روايتى ديگر به نقل از « عبد الرحمن بن حجاج » آمده است :
« ابو الحسن ، موسى بن جعفر عليه السّلام در مورد امامت فرزندش على وصيت كرد و سندى نوشت و شصت تن از بزرگان مدينه را بر آن گواه گرفت » . « 2 »
در سال 178 ق . امام كاظم عليه السّلام « محمد بن سنان » را از وصيت خود در مورد امامت فرزندش على [ بن موسى ] الرضا عليه السّلام آگاه كرد . « 3 »
وصيت امام كاظم عليه السّلام در دوران بازداشت
امام موسى بن جعفر عليه السّلام در روز هفتم ماه ذو الحجهء سال 179 ق . ( يك روز پيش از روز « ترويه » ) و به نقلى روز 27 ماه رجب همان سال بازداشت شد . « 4 » پنجاه روز از بازداشت امام كاظم عليه السّلام گذشته بود كه « على » و « اسحاق » فرزندان « عبد اللّه » فرزند امام جعفر صادق عليه السّلام بر « عبد الرحمان بن اسلم » كه در مكه بود وارد شدند . آنان نامهاى از امام كاظم عليه السّلام همراه خود داشتند كه به خط امام عليه السّلام نگاشته شده ، خواستههايى را دربر داشت كه حضرت به انجام آن امر فرموده بود . آن دو به عبد الرحمن گفتند : « [ امام عليه السّلام ] دستور داده است تا اين نيازها از اين طريق برآورده شود و اگر چيزى از او [ نزد تو ] ست ، آن را به فرزندش على بده كه او جانشين و سرپرست كارهاى اوست » . « 5 »
نيز امام كاظم عليه السّلام آن هنگام كه به زندان بصره برده مىشد ، « عبد اللّه بن مرحوم » را خوانده ، نامههايى به او داد و فرمود تا آن نامهها را به فرزندش على
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 29 .
( 2 ) . همان / 28 .
( 3 ) . همان / 32 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 48 ، ص 206 - 207 .
( 5 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 39 .