زمان حياتش و وصى او پس از وفاتش است و فرمانش نافذ است و [ اين حق ] براى او [ محفوظ ] است .
آنگاه محمد بن زيد قصد امام كاظم عليه السّلام از اين كار را روشن كرده ، گفت :
اى حيدر ، به خدا سوگند كه او امروز فرزندش را بهعنوان امام [ پس از خويش ] معرفى كرد » . « 1 »
آنگاه كه ضرورت ايجاب مىكرد امام كاظم عليه السّلام در قالب الفاظى صريح و به دور از ابهام و كنايه و بىنياز به تأويل و تفسير ، مردم را از امامت فرزندش امام رضا عليه السّلام آگاه مىكرد . « عبد اللّه بن حارث » كه مادرش از نوادگان « جعفر بن ابى طالب » بود مىگويد : « ابو ابراهيم عليه السّلام ما را فراخواند و چون گرد آمديم ، فرمود : آيا مىدانيد شما را براى چه گرد آوردهام ؟
گفتيم : نه .
امام عليه السّلام فرمود : گواه باشيد كه اين فرزندم على ، وصى و متصدى كارهاى من و جانشين من است و هركس ناگزير از ديدار من باشد ، بايد با كتاب ( نامه ) او به ديدارم بيايد . « 2 »
اين صراحت بيان امام كاظم عليه السّلام منحصر به اجتماعهاى خصوصى و دور از چشم اغيار بود ، اما در حضور عامهء مردم الفاظى دو پهلو به كار مىبرد و تأويل و تفسير كلام خود را برعهدهء شنوندگان مىگذارد .
« حسن بن بشير » مىگويد : « همانگونه كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله امير المؤمنين على بن ابى طالب را در روز غدير برپا داشته ، به مردم معرفى فرمود ، ابو الحسن ، موسى بن جعفر عليه السّلام نيز فرزندش على را برپا داشته ، به حاضران
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 28 .
( 2 ) . اصول كافى 1 / 312 ؛ عيون اخبار الرضا 1 / 27 ؛ الارشاد 2 / 250 ؛ اعلام الورى 2 / 45 ( به نقل از : كلينى و الارشاد 2 / 250 و 251 ) ؛ طوسى ، الغيبه / 37 و بحار الانوار 49 / 16 ( به نقل از : همانها ) .