تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
قدرت ندارد ، بىترديد كفر مىورزيد . در مورد آيه « و در حقيقت [ آن زن ] آهنگ او كرد و [ يوسف نيز ] ، [ كه در ماجراى يوسف و زن عزيز مصر آمده ، خوب است آگاه شوى كه ] آن زن آهنگ گناه كرد و يوسف - در صورت اصرار زن بر ارتكاب گناه - آهنگ كشتن او را نمود كه خداوند يوسف را از دست به خون آغشتن و دامان به گناه آلودن ايمن گرداند كه خود فرموده است :
« كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ ؛
« 1 » چنين [ كرديم ] تا بدى ( كشتن ) و زشت‌كارى ( زنا ) را از او بازگردانيم » . [ حال كه سخن از داوود به ميان آمد براى من بگو كه ] جماعت شما دربارهء او چه مىگويند ؟ على گفتهء آنان را دربارهء داوود چنين بيان كرد : « داوود در محراب عبادت خود مشغول نماز بود كه ابليس در شكل زيباترين پرندگان خود را براى داوود مجسم كرد . داوود نماز خود را ناتمام ، رها كرده ، برخاست تا آن پرنده را بگيرد . پرنده به حياط خانه رفت و داوود در پى او روان شد . پرنده بر فراز بام رفت ، داوود نيز او را دنبال كرد و پرنده در خانهء « اوريا بن حنان » افتاد . داوود با نگاه ، پرنده را دنبال مىكرد كه چشمش به زن « اوريا » كه در حال شست‌وشوى خويش بود افتاد و دل به او باخت . او كه پيش از اين اوريا را به جنگ فرستاده بود به فرمانده سپاه نوشت تا او را پيشاپيش سپاه به جنگ بفرستد . به فرمان داوود اوريا به خط مقدم فرستاده شد ، اما او در مصاف با مشركان پيروز شد . اين پيشامد بر داوود سخت آمد و داوود نامهء ديگرى به فرماندهء سپاه نوشت و از او خواست تا اوريا را پيشاپيش
هامش
( 1 ) . يوسف / 24 .