بود ، در دل خود نهان مىكردى و از مردم مىترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى » . در اينباره چه مىگويى ؟
امام عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! تقواى الهى در پيش گير ، نسبت ناروا بر پيامبران خدا روا مدار و كتاب خداى - عزّ و جلّ - را تأويل مكن ، چرا كه خداوند - جل و علا - فرموده است :
« وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ؛
« 1 » و تأويل آن ( قرآن ) را جز خدا و ريشهداران در دانش كسى نمىداند » .
[ اينك پاسخ تو را مىدهم . ] اما اينكه خواندى « و [ اينگونه ] آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد و بيراهه رفت » [ به تقدير و ارادهء خداوند بود ، زيرا ] خداى - عز و جل - آدم را بهعنوان حجت و جانشين خود در زمين آفريد و نه براى ماندگارى در بهشت . وانگهى نافرمانى آدم در بهشت بود نه در زمين تا بدين وسيله اراده و تقدير حضرت احديت [ كه آفرينش انسان بود ] به انجام برسد . زمانى كه آدم بهعنوان خليفهء خداوند بر زمين ، به زمين فروفرستاده شد ، براساس آيه
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ؛
« 2 » به يقين خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر مردم جهان برترى داده است » ، از گناه دور ماند .
اما فرمودهء حضرت احديت كه « و ذو النون را [ ياد كن ] آنگاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او قدرتى نداريم » بدين معناست كه او پنداشت خداوند - عز و جل - روزى را بر او تنگ نخواهد گرفت كه خود در آيهء ديگر فرموده است ،
« وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ ؛
« 3 » و اما چون وى را مىآزمايد و روزىاش را بر او تنگ مىگرداند » . [ آنگونه كه تو مىگويى ] اگر مىپنداشت كه خداوند بر او
هامش
( 1 ) . آل عمران / 7 .
( 2 ) . آل عمران / 33 .
( 3 ) . فجر / 16 .