« تابوت » بفرستد و اينبار اوريا - كه خدايش رحمت كند - كشته شد و داوود بيوهء او را به همسرى گرفت » .
امام عليه السّلام [ پس از شنيدن اين سخنان ] با دست بر پيشانى خود زد و خواند :
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ .
پيامبرى از پيامبران خداوند را نسبت به نماز چنان بىاعتنا خواندهايد كه براى گرفتن پرندهاى نماز مىشكند ، سپس او را به زشتكارى و كشتن [ بىگناه براى رسيدن كام دل ] متهم مىكنيد !
ابن جهم گفت : اى پسر رسول خدا ، پس خطا و لغزش او چه بود .
امام عليه السّلام فرمود : واى بر تو [ اى پسر جهم ، ] داوود مىپنداشت كه خداوند - عز و جل - در دانش ، كسى را همانند او نيافريده است . از اينرو خداى - جل و علا - دو فرشته فرستاد و آنان از نمازخانهء او بالا رفتند [ حضرت حق اين ماجرا را در قرآن چنين بيان كرده ، فرموده است ] :
« خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ * إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ ؛
« 1 » [ ما ] دو مدعى [ هستيم ] كه يكى از ما بر ديگرى تجاوز كرده ، پس ميان ما به حق داورى كن و از حق دور مشو و ما را به راه راست راهبر باش . اين [ شخص ] برادر من است . او را نود و نه ميش و مرا يك ميش است و [ او ] مىگويد : آن را به من بسپار و در سخنورى بر من غالب آمده است » .
داوود بدون اينكه از مدعى بينه و گواه بخواهد ، به نفع او داورى كرد و گفت : او از اينكه ميش تو را خواسته ، در حق تو ستم روا داشته است . [ اين در حالى است كه ] گفتهء مدعى بدون داشتن گواه و بينه مقبول نيست . بنابراين ، خطا و لغزش داوود در اين زمينه [ و عدم توجه به قاعدهء قضاوت ] بود ، نه آنچه
هامش
( 1 ) . سوره ص / 22 و 23 .