تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
و يگانه‌اى . تو از هر گفتار ، درجى مىآفرينى ؛ كه در دست برگيرندهء آن ، بر مرواريد مىدهد . پس ، از چه رو ستودن فرزند « موسى » ؛ و صفاتى را كه در او گرد آمده ، وانهاده‌اى ؟ [ به آنان ] گفتم : نمىتوانم به ميدان مدح امامى گام نهم ( من كجا و مدح و ستايش اينان كجا ) ؛ كه جبرئيل ، خادم پدرش بود » . روزى امام رضا عليه السّلام سوار بر استرى تيزتك و چابك ، از خانه خارج شد . ابو نؤاس به او نزديك شده ، گفت : « اى فرزند رسول خدا ، شعرى در مدح تو سروده‌ام كه دوست دارم آن را بشنوى . امام عليه السّلام فرمود : بخوان و ابو نؤاس چنين آغاز كرد : « پاكيزگان و پاكدامنانى هستند ؛ كه هرگاه از ايشان ياد شود ، آبشار درود بر ايشان سرازير مىشود . آن كس كه از خاندان علوى نباشد ؛ چون نسب او را بكاوى در گذشتهء روزگار ، افتخارى از او نمىيابى . اين قوم ، خاندانى هستند كه ، علم كتاب ( قرآن ) و آنچه سوره [ هاى قرآن ] آورده‌اند نزد ايشان است » . « 1 » امام رضا عليه السّلام از اين اشعار خرسند شد ، اين بود كه به ابو نؤاس فرمود : اشعارى براى ما به ارمغان آورده‌اى كه كسى پيش از تو چونان آن را نسروده است . آن‌گاه امام رضا عليه السّلام به غلام خود فرمود : چه مبلغ از خرجى همراه دارى ؟
هامش
( 1 ) .مطهّرون نقيات ثيابهم * تجري الصلاة عليهم كلما ذكروا من لم يكن علويا حين تنسبه * فما له في قديم الدهر مفتخر اولئك القوم أهل البيت عندهم * علم الكتاب و ما جاءت به السور