[ رهنمودها و آموزههاى ] آنان بنا نهادهاند . « 1 »
چهرهء ديگرى كه از امام رضا عليه السّلام تعريف و تمجيد كرده ، « ذهبى » است . او به دشمنى و كينهتوزى نسبت به اهلبيت عليهم السّلام شهره و نامى است ، اما در برابر شكوه و عظمت امام رضا عليه السّلام ناچار تسليم شده ، فضل حضرت را اعتراف كرده مىگويد : امام ابو الحسن ، فرزند موسى الكاظم ، فرزند جعفر صادق ، فرزند محمد باقر ، فرزند على زين العابدين ، فرزند حسين فرزند على بن ابى طالب هاشمى علوى . . . او در روزگار خود ، مهتر بنىهاشم ، بردبارترين ، بلندنظرترين و ارجمندترين آنان بود ، مأمون او را بزرگ مىشمرد ، در برابر او فروتنى مىكرد و دربارهء او راه غلوّ و زيادهروى درپيش گرفت و سرانجام او را به ولايت عهدى خويش برگزيد . « 2 »
و « شبراوى » در توصيف امام رضا عليه السّلام گفته است : او - كه خداوند از او خشنود باد - بخشنده و بزرگوار ، ارجمند و با هيبت و وقار بود . پدرش موسى الكاظم عليه السّلام او را بسيار دوست مىداشت . « 3 »
« ابو نؤاس » شاعر بلندآوازه در مدح حضرت رضا عليه السّلام شعرى نمىسرود تا حريم حرمت او را نگاه داشته ، او را بزرگ شمارد ، اما هنگامى كه امام به ولايت عهدى « 4 » منصوب شد ، او را كه همچنان از سرودن شعر دربارهء امام عليه السّلام خوددارى مىكرد نكوهش كردند و او در پاسخ آنان چنين سرود :
« به من گفته شد : تو از ميان تمام مردم ؛ در فن گفتار [ و سرودن شعر ] و الا
هامش
( 1 ) . مرآة الجنان 2 / 11 .
( 2 ) . تاريخ الاسلام 8 / 34 .
( 3 ) . الإتحاف بحب الأشراف / 88 .
( 4 ) . ابن طولون ، الأئمة الإثني عشر / 98 - 99 :قيل لي : أنت أوحدي الناس طرّا * في فنون من المقال النبيه
لك من جوهر الكلام نظام * يثمر الدر في يدي مجتنيه
فلماذا تركت مدح ابن موسى * و الخصال التي تجمّعن فيه ؟
قلت : لا أهتدي لمدح إمام * كان جبريل خادما لأبيه