عبادت ] زنده مىداشت . بسيار نيكى مىكرد و فراوان صدقه مىداد كه بيشتر آن ، در دل شبهاى تاريك بود . « 1 »
امام رضا عليه السّلام عليرغم اينكه به منصب ولايتعهدى - كه از نظر ظاهرى بالاترين منصب به شمار مىرفت - رسيد ، اما خود به كارهاى شخصى و فردى خويش مىپرداخت و هيچيك از غلامان خود را به انجام آنها نمىگمارد و اين از مكارم اخلاق آن حضرت بود .
گفتهاند : « روزى نياز به استحمام پيدا كرد . از آنجا كه مايل نبود به كسى فرمان دهد تا حمام را براى او آماده كند ، به حمام شهر رفت . صاحب حمام تصور نمىكرد كه ولىعهد به حمام عمومى برود [ و شايد او را نيز نمىشناخت ] ، چرا كه شاهان و وابستگان به ايشان در كاخ خود استحمام مىكردند . امام عليه السّلام وارد حمام شد . يكى از لشكريان در حمام در حال شستوشو بود . با ديدن امام عليه السّلام از او خواست تا آب بر سرش بريزد و امام عليه السّلام بدون تكدر خاطر و با كمال سادگى پذيرفت . در همين حال شخصى وارد حمام شد . او كه امام رضا عليه السّلام را مىشناخت بر سر آن سرباز فرياد زده ، گفت :
هلاك و بيچاره شدى . آيا پسر دختر پيامبر خدا را به كار مىگيرى ؟
سرباز دچار وحشت شده ، بر پاى امام رضا عليه السّلام افتاده ، بر آن بوسه مىزد و ملتمسانه مىگفت : اى فرزند رسول خدا ، چرا آنگاه كه تو را به اين كار واداشتم ، سرباز نزدى ؟
امام رضا عليه السّلام لبخندى زده ، با مهربانى فرمود : اين [ كار موجب رسيدن به ] پاداش است و من نخواستم از كارى كه پاداش الهى برايم دارد سربرتابم . « 2 »
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 1 / 184 ؛ بحار الانوار 49 / 90 - 91 ( به نقل از : عيون اخبار الرضا 1 / 184 ) و باقر شريف القرشى ، حياة الامام محمد الجواد عليه السّلام / 35 ( به نقل از : بحار الانوار 49 / 90 - 91 ) .
( 2 ) . نور الابصار / 138 و عيون التواريخ 3 / 227 ( نسخهء عكسى ) .