پرداخت » . « 1 »
با كندوكاوى در تاريخ درمىيابيم كه شهادت امام رضا عليه السّلام پس از تصميم مأمون به عزيمت به بغداد و انتقال مركز خلافت به آن سامان رخ داد . اين خود بهترين گواه بر دخالت مستقيم مأمون در كشتن امام رضا عليه السّلام بود ، چرا كه در صورت بودن امام رضا عليه السّلام در منصب ولايتعهدى ، عباسيان همچنان در جبههء مخالفت با مأمون قرار مىگرفتند . او در نامه كه به منظور دلجويى از عباسيان بغداد ، خطاب به آنان نوشت : « از آنرو بر من خشم گرفتهايد كه على بن موسى الرضا [ ع ] را به ولايتعهدى خويش برگزيدم . اينك او مرده است ، پس به فرمان من تن دهيد » . « 2 »
با چنين پيشزمينهاى اقدام مأمون به كشتن امام رضا عليه السّلام نه تنها غيرطبيعى نيست كه طبيعى نيز مىنمايد ، چرا كه او با هدف دستيابى به قدرت مطلق و بدون معارضى ، برادرش امين و هزاران مسلمان را كه در سپاه او و سپاه امين حضور داشتند به كام مرگ فرستاد تا به سفارش پدرش عمل كند كه گفته بود :
« الملك عقيم ؛ حكومت عقيم است [ و خويشاوندى نمىشناسد ] » .
انگيزهء مأمون از كشتن امام رضا عليه السّلام
مأمون در پى آن بود تا با سپردن منصب ولايتعهدى به امام رضا عليه السّلام به خواستههاى خود برسد ، اما نه تنها به اهداف و خواستههاى خود نرسيد ، بلكه با فتنه و آشوبى جديد كه عباسيان براى سرنگونى حكومت مأمون به راه انداختند ، روبهرو شد .
هامش
( 1 ) . فرائد السمطين 2 / 214 - 215 .
( 2 ) . ابن كثير ، البداية و النهاية 10 / 272 .