توانايى ] است » .
مأمون [ كه در اجراى نيت شوم خود موفق شده بود ] گريهكنان به ديدار حضرت رضا عليه السّلام رفت و سر و پا برهنه در تشييع پيكر پاك او شركت كرده ، مىگفت : « اى برادر ، به يقين با مرگ تو خسارتى جبرانناپذير بر اسلام وارد شد و تقدير خداوندى بر آنچه من براى تو تدارك ديده بودم ( مقام ولايتعهدى ) پيش گرفت . آنگاه قبر پدرش هارون را شكافت و پيكر امام رضا عليه السّلام را در آن جا به خاك سپرد » . « 1 »
دعبل بن على خزاعى در رثاى امام رضا عليه السّلام سوگنامهاى چنين سرود كه از آن جمله است :
« بنى اميه را [ كه خاندان رسالت را ] كشتند معذور مىدانم [ ، چرا كه ميان ايشان و خاندان رسالت ، كينهاى برآمده از خونهاى ريخته شده حاكم بود ] ؛ اما براى [ جنايت ] بنى عباس توجيه و بهانهاى از آنان پذيرفته نيست .
اگر براى برآمدن نيازى بخواهى در جايى بنشينى ؛ [ و طلب نياز كنى به جاست كه ] در طوس و بر قبر آن پاكيزه درنگ كنى .
دو قبر در طوس قرار دارد كه يكى آرامگاه بهترين خلق خداست و ديگرى قبر بدترين آفريدگان ؛ و اين از عبرتهاى روزگار است .
[ هرچند پاكيزه انسانى در كنار موجودى ناپاك و پليد به خاك سپرده شده است ، اما ] آن ناپاك از نزديك بودنش به آن پاكيزه سودى نمىبرد ؛ و آن پاكيزهء پاكسرشت ، از نزديكى با ناپاك زيانى نمىبيند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 241 .
( 2 ) . همان / 251 :