« ابن حجر » گفت : « او ( امام رضا « عليه السّلام » ) خبر مىداد كه پيش از مأمون خواهد مرد و كنار هارون به خاك سپرده خواهد شد . سرانجام چنان شد كه او مىگفت » . « 1 »
زمانى كه مأمون امام رضا عليه السّلام را به خراسان مىخواند ، حضرتش خاندان خود را گرد آورد . او در اينباره فرمود : « زمانى كه مىخواستند مرا از مدينه به سمت خراسان ببرند ، خاندان خويش را جمع كرده ، به آنها دستور دادم بر من مويه و گريه كنند تا ناله و زارى آنان را بشنوم . سپس دوازده هزار دينار ميان آنان تقسيم كرده ، گفتم : من ديگر نزد خانوادهام بازنخواهم گشت » . « 2 »
چون « دعبل خزاعى » پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام قصيده « تائيه » خود را براى حضرت خواند ، به اين بيت رسيد :
« و قبرى در بغداد از آن پاكيزه انسانى است ؛ كه خداوند او را در مراتب عالى رحمت خويش قرار دهد » . « 3 »
امام عليه السّلام فرمود : در اينجا يك بيت بيفزايم كه قصيدهات كمال يابد ؟
دعبل گفت : آرى اى فرزند رسول خدا .
امام عليه السّلام فرمود :
« و قبرى در طوس كه سخت مصيبت فزاست ؛ و در درون ، آتش اندوه افروخته [ غم بىشمار زايد ] » . « 4 »
دعبل گفت : اى فرزند رسول خدا ، قبرى كه در طوس قرار دارد از آن
هامش
- الاشراف / 158 .
( 1 ) . الصواعق المحرقه / 309 .
( 2 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 218 و اعلام الورى 2 / 59 - 60 .
( 3 ) .و قبر ببغداد لنفس زكية * تضمّنها الرحمن في الغرفات( 4 ) .و قبر بطوس يالها من مصيبة * توقد في الأحشاء بالحرقات