رساند » . « 1 »
همانطور كه پيش از اين گفته شد ، امام رضا عليه السّلام هماره از مأمون مىخواست تا او را از پذيرش ولايتعهدى معاف دارد ، چرا كه مىدانست ، عدهاى از اين اقدام مأمون خشمگين خواهند شد [ و در نهايت به تدارك توطئهاى براى از ميان برداشتن حضرتش خواهند پرداخت ] . « ابراهيم صولى » در اينباره مىگويد : « به خدا سوگند ، همين امر ( ولايتعهدى ) كار [ امام رضا عليه السّلام ] به آنجا كشاند [ كه به دست مأمون به شهادت رسيد ] » . « 2 »
چنانكه امام عليه السّلام فرموده بود ، برخى از وزيران و فرماندهان مأمون از امام عليه السّلام كينه در دل داشتند و نسبت به او رشك مىورزيدند ، اما به همين اندازه بسنده نكردند ، بلكه عليه حضرتش به سعايت و سخنچينى پرداختند كه در نهايت ، تلاش شوم آنان كارگر افتاد و مأمون حضرت رضا عليه السّلام را مسموم كرد » . « 3 »
پس از آنكه مأمون انار و به نقلى انگور آلوده به زهر را به حضرت رضا عليه السّلام خوراند ، آثار مرگ در چهرهء امام عليه السّلام پديدار شد . با رفتن مأمون ، وضع جسمى حضرت رو به وخامت نهاد و آخرين سخنى كه امام عليه السّلام بر زبان آورد ، آيهاى از قرآن كريم بود كه خواند :
قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ
« 4 » ؛ بگو : اگر شما در خانههاى خود هم بوديد ، كسانى كه كشته شدن بر آنان نوشته شده ، قطعا [ با پاى خود ] به سوى قتلگاه خويش مىرفتند » و نيز خواندند :
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
« 5 » ؛ و فرمان خداوند همواره به اندازهء مقرر [ و متناسب با
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 239 - 240 .
( 2 ) . نثر الدر 1 / 363 .
( 3 ) . تفصيل چگونگى شهادت امام رضا عليه السّلام را نك : العوالم / 488 - 498 .
( 4 ) . آل عمران / 154 .
( 5 ) . احزاب ( 33 ) / 38 .