تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
« احمد بن على انصارى » به نقل از « ابو الصلت هروى » انگيزهء مأمون از سپردن منصب ولايت‌عهدى به امام رضا عليه السّلام را بيان كرده ، مىگويد : « . . . منصب ولايت‌عهدى را به او سپرد تا مردم بپندارند كه او شيفتهء دنيا و فريبايىهاى آن است تا بدين ترتيب قدر و منزلت او در نظر مردم كاسته شود . زمانى كه مأمون از اين ترفند ، طرفى نبست ، بلكه روزبه‌روز منزلت امام والاتر و محبوبيتش نزد مردم بيشتر مىشد ، مأمون [ نيرنگى ديگر انديشيد و ] متكلمانى قدر از ديگر شهرها فراخواند ، به اين اميد كه يكى از آن‌ها بتواند امام رضا عليه السّلام را در گفت‌وگو و بحث مغلوب كند كه در اين صورت ، جايگاه او نزد عالمان متزلزل شده ، نزد عامهء مردم به ناتوانى معروف مىشد [ و اين نهايت آرزوى مأمون بود ] . حريفانى از يهود ، نصارى ، مجوس ، صابئى ( مندايى ) ، برهمن‌ها ، ملحدان ، دهرىها و نيز از ديگر فرقه‌هاى اسلامى با امام عليه السّلام به جدل و مناظره پرداختند ، اما امام رضا عليه السّلام با برهان رسا و قاطع خويش همگان را وادار به تسليم كرد . [ عليرغم تمهيداتى كه مأمون براى كوچك كردن امام رضا عليه السّلام به كار بست ، ] مردم مىگفتند : به خدا سوگند او ( امام رضا « ع » ) از مأمون به خلافت سزاوارتر است . سخن‌چينان اين گفتهء مردم را به مأمون مىرساندند كه [ بىترديد چنين واكنشى از سوى مردم ] او را نسبت به امام عليه السّلام خشمگين مىكرد و بر حسادتش به او مىافزود . امام رضا عليه السّلام در دفاع از حق با مأمون از در مسالمت وارد نشده و غالبا پاسخ‌هايى به مأمون مىداد كه خوشايند مأمون نبود و در نتيجه آتش خشم و كينهء او را نسبت به حضرت شعله‌ورتر مىكرد ، اما مأمون كينهء خود را آشكار نمىكرد . چون مأمون خود را در انديشيدن چاره‌اى براى شكستن حرمت و شكوه امام عليه السّلام ناتوان يافت به وسيلهء زهر ، حضرتش را به شهادت