نظر من بر آن است كه از اين سرزمين كوچ كرده ، به جايگاه پدران و نياكان خود بازگردى و خود به امور مسلمانان بپردازى و سرپرستى ايشان را به غير خود وامگذارى كه خداوند دربارهء زيردستانى كه تو را بر آنان گمارده ، از تو پرسش و بازخواست خواهد كرد .
مأمون گفت : سرورم ، نيكو گفتى و اين ، نظر درست و هوشمندانه است » . « 1 »
مأمون كه اين نصيحت امام عليه السّلام را بهترين موضعگيرى سياسى مىديد و مىبايست به آن تن مىداد ، آن را به گوش گرفته به بغداد بازگشت .
حفاظت از كيان اسلام
عليرغم كنار گذاشته شدن امامان معصوم عليه السّلام از خلافت - كه حق مسلّم آنان بود - آنان ، سعى در حفظ كيان اسلام و صيانت از آن در برابر توطئهء دشمنان و طمعورزان را وظيفه و يكى از مسئوليتهاى خويش مىدانستند . آن بزرگواران آنچه در توان داشتند در اين راه به كار گرفته ، به حل مسائل مشكل كه گريبان حاكمان را مىگرفت مىپرداختند تا از اين رهگذر به موجوديت و كيان اسلام دوام بخشيده ، آن را در برابر فروپاشى و تجزيه مصون كنند .
از جمله برنامههايى كه براى از هم گسستن موجوديت اسلام تدارك ديده شد ، توطئهء فضل بن سهل بود كه امام رضا عليه السّلام به آن پى برد . سهل مىخواست مأمون را بكشد ، از اينرو از فرمان او سرپيچى و او را لعن مىكرد . فضل بر آن بود تا پس از كشتن مأمون ، خود حكومت را به دست گيرد و از وجود امام عليه السّلام به
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 159 - 160 .