مجلس مناظره تشكيل مىداد و مخالفان اهلبيت عليهم السّلام را در آن گرد مىآورد و دربارهء امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام با آنان گفتوگو مىكرد و او را بر ديگر صحابه برتر مىخواند تا از اين رهگذر به امام رضا عليه السّلام نزديك شود . « 1 »
طبيعتا مخالفان به دليل تمايل درونى به على بن ابى طالب عليه السّلام يا ترس از حاكميت ، با سخنان مأمون مخالفت نمىكردند و اين خود تأثير مستقيم بر حاضران در مجلس داشت ، چراكه مىديدند فقيهان در برابر آراى مطرحشده سكوت مىكردند و براى آنان تفاوتى نداشت كه سكوت فقيهان به جهت نارسايى و ضعف ايشان مىبود يا اينكه بر خلاف ميل درونى خويش ، در برابر مأمون تسليم مىشدند .
امام رضا عليه السّلام نيز در اين شرايط هيچ فرصتى را براى نشر آرا و انديشههاى اهلبيت عليهم السّلام از دست نمىداد .
نصايح امام رضا عليه السّلام به مأمون
هرگاه امام رضا عليه السّلام با مأمون تنها مىشد ، او را بسيار پند مىداد ، از خداوند مىترساند و كارهاى بد مأمون را نكوهش كرده ، ناپسند مىشمرد . مأمون نيز در ظاهر پندهاى امام عليه السّلام را مىشنيد و مىپذيرفت ، اما در نهان خود آن را ناخوش داشته ، غيرقابل تحمل مىشمرد .
امام رضا عليه السّلام يك بار بر مأمون وارد شده ، ديد غلام مأمون آب بر دست او مىريزد و او وضو مىسازد . امام عليه السّلام به مأمون فرمود : « لا تشرك بعبادة ربّك أحدا » ؛ كسى را در عبادت خداى خويش شريك مكن . « 2 »
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 184 - 185 .
( 2 ) . بحار الانوار 69 / 283 ( به نقل از : مجمع البيان 6 / 771 ) .