در اينگونه موارد دخالتهاى ارشادى مىكرد .
زمانى كه فضل بن سهل كشته شد ، ياران فضل ، مأمون را عامل كشته شدن او خوانده ، بر در سراى او گرد آمدند و گفتند : « [ مأمون ] او را ناجوانمردانه كشت و اينك به خونخواهى او آمدهايم .
مأمون به امام رضا عليه السّلام گفت : سرورم ، به جاست نزد آنان رفته ، ايشان را متفرق كنى .
امام عليه السّلام نزد جماعت خونخواه رفت و ديد كه آتش فراهم كردهاند تا درب سراى مأمون را بسوزانند . حضرت بر آنان بانگ زده ، با دست به آنان اشاره كرد . با اشارهء او اجتماعكنندگان چنان پراكنده شده ، شتابان مىگريختند كه بر يكديگر فرومىافتادند و كسى از ايشان برجاى نماند » . « 1 »
مىبينيم كه امام رضا عليه السّلام با دور كردن آن جماعت و بازداشتن آنان از آتش زدن خانهء مأمون و كشتن او ، بهترين گزينه را انتخاب كرد ، چرا كه كشته شدن مأمون در آن شرايط پيامدهايى جبرانناپذير براى كيان اسلام به همراه داشت ، از جمله :
- ياران فضل بن سهل در خراسان اعلام موجوديت مىكردند ؛
- حسن بن سهل در منطقهء تحت حكومت و امارت خود اعلام استقلال مىكرد ؛
- بنى عباس با « ابراهيم بن مهدى » آوازهخوان و مطرب بلندآوازه بيعت مىكردند ؛
- سپاهيان مستقر در مرزها دستخوش آشفتگى ، نابسامانى و هرجومرج
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 164 .