مىشدند كه اين بهمعناى تجزيه موجوديت واحد اسلام و تبديل آن به موجوديتهاى متعددى بود .
معجزه وسيلهء اصلاح
« اعجاز » امرى است كه تنها از صالحان برمىآيد و روشن است كه پيامبران خدا و جانشينان ايشان در رأس اين صالحان قرار دارند . خرق عادت يا همان معجزه ، زمانى بهعنوان دليل و نشانه بوده ، گاهى براى ارشاد و هدايت به راه راست ارائه مىشد . امام رضا عليه السّلام نيز از اين قدرت و مدد غيبى برخوردار بود . او پس از رسيدن به ولايتعهدى از اين توان براى ارشاد و هدايت مردم استفاده كرد . در آغاز ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام مردم گرفتار خشكسالى شدند . يكى از اطرافيان مأمون و دشمنان امام رضا عليه السّلام زبان به نكوهش و طعن گشوده ، مىگفتند : « ببينيد ، از زمانى كه على بن موسى الرضا به اين سامان آمد و ولىعهد ما شد ، خداوند باران خود را از ما دريغ كرد .
مأمون كه اين مطلب را شنيد بر گوينده سخت خشمگين شده ، از امام رضا عليه السّلام خواست تا به درگاه خداوند دعا كرده ، براى مردم طلب باران كند .
امام عليه السّلام به بيابان رفت و مردم نيز بدان سو رفتند تا نتيجهء كار را ببينند . امام عليه السّلام بر فراز منبر قرار گرفته ، حمد و ثناى الهى به جاى آورد و گفت :
بار خدايا ، پروردگارا ، تو حق [ و حرمت ] ما خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را بزرگ گردانيدى و از همينرو و آنسان كه امر كردهاى دست به دامان ما برده ، به ما متوسل شدهاند و [ بدين وسيله ] به فضل و احسان و رحمت و نعمت تو اميد بستهاند . پس [ خداوندا ، ] بارانى همهگير ، سودبخش ، بدون سستى و كاستى و به دور از زيان بر آنان فروريز و [ پروردگارا ، ] چون اين جمع به خانه و جايگاه خود رسيدند ، باران رحمتت فروريختن گيرد .