تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
خداوند به امام مسلمانان و جانشين خداى جهانيان در زمين و متولى امور دين اجازه نداده است ، اسيرى از سرزمينى را به ولايت بخشى از مرزى ( يا شهر مرزى ) كه مجاور سرزمين آن اسير است بگمارد ، چرا كه جان‌ها به وطن خود ميل و اشتياق دارند ، بر هم‌نوع خود مهر مىورزند و مصالح و منافع خويش را برمىگزينند ، هر چند با آيين آنان سازگار نباشد [ كه چنين كارى از خرد دور و خطرآفرين است ] . مأمون گفت : اين گفته را با آب طلا بنويسيد » . « 1 » بدين ترتيب امام رضا عليه السّلام قاعده‌اى كلى به دست داد تا براساس آن ، واليان و اميران مناطق مرزى تعيين شوند . امام عليه السّلام در اين آموزه عبارت « امام و پيشواى مسلمانان » به كار برده است كه اين به‌معناى پذيرش امامت و پيشوايى مأمون از سوى حضرت نبوده ، بلكه قاعدهء كلى براى مطلق امام مسلمانان است كه به امام عادل انصراف دارد .

نشر آراى صحيح در دربار

امام رضا عليه السّلام از فرصت حضور خود در دربار مأمون بهره جسته ، به نشر آراى صحيح در عرصه‌هاى گوناگون انديشه و اعتقادات پرداخت تا حاكم ، وزيران ، فرماندهان ، اميران ، فقيهان ، خادمان و پرده‌داران و نگهبانان را با آراى دانشگاه اهل‌بيت عليهم السّلام ، انديشه‌ها و اعتقادات پذيرفته شده از سوى آنان و نيز فضايل و والايىهاى ايشان آشنا كند . امام عليه السّلام ، بنا به شرايط حاكم سخن آغاز مىكرد و در شرايط ديگر پرسش‌ها را پاسخ مىداد . فضل بن سهل در مجلس مأمون از امام رضا عليه السّلام پرسيد : « اى ابو الحسن ، آيا خلايق [ در كارهاى خود ]
هامش
( 1 ) . الانوار البهية في تواريخ الحجج الالهيه / 219 - 220 ( به نقل از : الدر النظيم في مناقب الأئمه / 683 ، باب 10 ، بخش امام رضا « ع » ) .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 206 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى