و پدران و نياكان او مناسب يافته بودند ، خطابهها و اشعار فراوان خود را كه از فضايل و مناقب او و اهلبيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله حكايت مىكرد نثار آن بزرگوار مىكردند . اين رويه بدون استثنا سراسر گسترهء اسلامى را فراگرفته بود .
وضعيت موجود بر تعميق پيوند با امام عليه السّلام و پذيرفتن انديشهها و آراى امام عليه السّلام كه با روش سليم شريعت اسلامى همسو بود ، دلالت داشت . باتوجه به اين امر كه رسانههاى تبليغاتى نه در دست امام عليه السّلام كه در دست مأمون و دستگاههاى وابستهء به او قرار داشت ، حال اگر امام عليه السّلام تن به ولايتعهدى نمىداد ، ممكن نبود كه مفاهيم ، معارف و آموزههاى اهلبيت عليهم السّلام اينچنين گسترش يابد .
مأمون در سرودن شعر ، گوى سبقت را از ديگران ربوده بود . او پس از ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام شعرى دربارهء آن حضرت سرود كه در آن آمده است :
« مرا به جهت دوستى و محبت ابو الحسن ( امام على « ع » ) ملامت مىكنند ؛ و از نظر من اين كار آنان از شگفتىهاى اين روزگار است .
[ او ] جانشين بهترين مردم و نخستين كسى است كه ؛ در نهان و آشكار پيامبر خدا را يارى كرد » . « 1 »
و نيز سروده است :
« توبهء هيچ توبهكننده پذيرفته نمىشود ؛ مگر اينكه با محبت و دوستى [ على ] فرزند ابو طالب همراه باشد .
همو كه برادر رسول خدا و همپيمان هدايت است ؛ و [ پرواضح است كه ]
هامش
( 1 ) .ألام على حبّ الوصي أبي الحسن * و ذلك عندي من عجائب ذي الزمن
خليفة خير الناس و الأول الذي * أعان رسول اللّه في السر و العلن