خدايش عزيز بدارد - پذيرفته و بدان معتقديم » . « 1 »
مأمون در بيشتر مجالس خود دربارهء فضايل اهلبيت عليهم السّلام سخن مىگفت .
اين روش مأمون به منزلهء تشويق اميران و واليان بود تا همانند او از فضيلت اهلبيت عليهم السّلام سخن بگويند و نيز ياران و طرفداران اهلبيت عليهم السّلام را به بيان آزادانهء فضايل اين خاندان پاك وامىداشت و ترغيب مىكرد . چنين روشى كه خليفه در پيش گرفته بود و ياران اهلبيت عليهم السّلام و سران حكومت خود را بدان تشويق مىكرد ، بىترديد پايگاه مردمى فكرى ، معنوى ، روحى و رفتارى اهل بيت عليهم السّلام را گستردهتر مىكرد و نيز به دوستداران و پيروان ايشان مىافزود .
مأمون برترى و شايستهتر بودن امام رضا عليه السّلام را نسبت به خلافت پذيرفته ، بدان اعتراف كرده بود . او اين باور و انديشه خود را با نزديكان و خاصان خود در ميان گذاشته ، گفت : « خاندان عباس و خاندان على را - كه خداوند از آنان خشنود باد - كاويدم و در اين روزگار كسى را برتر و در امر خلافت سزاوارتر از على بن موسى الرضا [ ع ] نيافتم » .
دوم : به كارگيرى ابزار تبليغاتى به نفع امام رضا عليه السّلام
مأمون دستگاهها و ابزار تبليغاتى خود را براى فعاليتهاى مثبت به نفع امام رضا عليه السّلام به كار گمارد . از اينرو آوازهء امام عليه السّلام فراگير شد و مسلمانان و غير مسلمانان او را شناختند . واليان ، اميران ، خطيبان و امامان جمعه در هرروز جمعه و هر مناسبتى به نام او خطبه مىخواندند و در تمام سرزمينهاى اسلامى به نام او سكه زدند . خطيبان و شاعران كه فرصت را براى معرفى شخصيت او
هامش
( 1 ) . العقد الفريد 5 / 358 - 359 .