پذيرش ولايتعهدى و دستاوردهاى آن
هر موضعگيرى كه از سوى هر امام معصومى اتخاذ شود ، لزوما و بالضروره ، منافع و مصالحى براى اسلام ، مسلمانان و پيروان اهلبيت عليهم السّلام دارد . امام رضا عليه السّلام نيز از اين قاعده مستثنا نبود . او پس از آنكه وادار به پذيرش ولايتعهدى شد ، به دستاوردهايى رسيد كه جز با پذيرش ولايتعهدى تحقق چنين امرى امكان نداشت . در اين مقوله به پارهاى از اين دستاوردها اشاره مىكنيم :
نخست : اعتراف مأمون به حقانيت اهلبيت عليهم السّلام
حكومت امويان و پس از آنان خاندان عباسى با به كار گرفتن ابزار ترغيب و تشويق و ترساندن ، سعى در پنهان كردن فضايل اهلبيت عليهم السّلام و كاستن از جايگاه و منزلت آنان داشتند ، اما پس از آنكه امام رضا عليه السّلام منصب ولايت عهدى را پذيرفت اوضاع دگرگون شد . اكنون مأمون فضايل اهلبيت عليهم السّلام را بر مىشمرد و از مظلوميت اهلبيت عليهم السّلام و ستمى كه از سوى حاكمان پيشين بر آنان رفته بود سخن مىگفت .
مأمون در پاسخ نامهاى كه بنى هاشم به او نوشته بودند ، به تبيين حقايق پرداخته ، مطالبى نوشت ، از جمله : « . . . هيچيك از مهاجران همانند على بن ابى طالب عليه السّلام در كنار رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نايستاد و همو بود كه به يارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پرداخت و جان خويش را سپر جان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله كرد . . . او صاحب ولايتى است كه در حديث غدير از آن سخن رفته و همو مخاطب گفتهء رسول خداست كه فرمود : « أنت منى بمنزلة هارون من موسى إلّا أنه لا نبي بعدي » ؛ [ اى