تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
برادر ، از دوست و همنشين والاتر و بالاتر است » . « 1 » اين شعر و ديگر اشعارى كه مأمون دربارهء اهل‌بيت عليهم السّلام و فضيلت آنان سرود ، بعدها ثمر بخشيد و هشت سال پس از شهادت امام رضا عليه السّلام ؛ يعنى سال 211 ق مأمون فرمان داد تا ندا دردهند : « هركس از معاويه به نيكى ياد كند ، او را از قيد اسلام رها مىدانم و [ آگاه باشيد كه ] پس از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله على بن ابى طالب [ عليه السّلام ] برترين خلق خداست » . « 2 »

سوم : مناظرهء آزادانهء امام رضا عليه السّلام با پيروان ديگر اديان

مأمون ، امام رضا عليه السّلام را آزاد گذارده بود تا اعتقادات ، انديشه‌ها و آراى سياسى خود را بر زبان آورد . او به فضل بن سهل دستور داد تا به منظور فراهم شدن زمينهء بحث و گفت‌وگو براى امام عليه السّلام ، اصحاب آرا و انديشه‌ها را گرد آورد . او نيز عالمانى گرد آورد كه « جاثليق » ( معرب كاتوليك ) رئيس اسقف‌ها ، « رأس الجالوت » دانشمند يهودى ، رؤساى صابئى ( مندايى ) ها ، بزرگان مجوسى هند ، پيروان زرتشت ، عالمان روم و متكلمان از آن جمله بودند . امام رضا عليه السّلام براساس كتاب‌هاى معتبر آنان با ايشان به محاجّه و بحث پرداخت كه پس از استناد به منابع محترم نزد ايشان ، دلايل‌شان را مردود و باطل خواند ، در نهايت ، همگى تسليم گفتار او شده ، به درست بودن انديشه و افكار او اعتراف كردند . جاثليق ، پس از مناظره‌اى طولانى كه با امام عليه السّلام داشت ، گفت : « القول قولك ،
هامش
( 1 ) . تذكرة الخواص / 320 ( به نقل از : صولى ، كتاب الاوراق ) :لا تقبل التوبة من تائب * إلّا بحب ابن أبي طالب أخو رسول اللّه حلف الهدى * و الأخ فوق الخلّ و الصاحب( 2 ) . همان / 319 و تاريخ الخلفاء / 247 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 193 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى