بود منصب ولايتعهدى را پذيرفت . روزى يكى از ياران امام رضا عليه السّلام بر او وارد شده ، گفت : « اى فرزند رسول خدا ، مردم مىگويند : عليرغم اينكه نسبت به دنيا زهد مىورزى ، ولايتعهدى را پذيرفتهاى » . « 1 »
پرواضح است كه زدودن چنين باور و انديشهاى با گفتار امكان نداشت ، بلكه افزون بر رهنمودهاى درازمدت و مكرر ، امام عليه السّلام مىبايست به صورت عملى بدان دست بزند و مردم را از نادرست بودن اين انديشه آگاه كند و اين امر تنها با پذيرش منصب ولايتعهدى ممكن مىنمود .
چگونگى بيعت
پس از آنكه امام رضا عليه السّلام از سر اجبار تن به پذيرش ولايتعهدى داد ، مأمون نزديكان خود را از جمله : وزيران ، اميران ، حاجبان ، دبيران و « اهل حل و عقد » ( ريشسفيدان ) را گرد آورد . آنگاه از « فضل بن سهل » خواست تا موضوع ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را به اطلاع آنان برساند و از آنان بخواهد كه به جاى تنپوش سياه ( كه شعار و پوشش رسمى عباسيان بود ) لباسهايى سبز بر تن كنند . سپس حقوق يك سال آيندهء ايشان را داد و آنان را مرخص كرد .
پس از گذشت يك هفته مردم جمع شده ، هركس در جايى كه فراخور موقعيت و شأن او بود نشست و مأمون نيز در جاى خود قرار گرفت ، سپس امام رضا عليه السّلام وارد مجلس شد . او جامههاى سبز بر تن و عمامه بر سر داشت و شمشيرى حمايل كرده بود . در اين هنگام ، مأمون از فرزندش « عباس » خواست نخستين كسى باشد كه با امام رضا عليه السّلام بهعنوان ولىعهد بيعت مىكند .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع / 239 .