امام رضا عليه السّلام مىدانست كه منصب ولايتعهدى او به سامان نخواهد رسيد و چون شادمانى يكى از دوستان خود را در اين مورد ديد ، نجواكنان به او فرمود : دل مشغول آنچه ديدى مباش و آن را خجسته و نيكفرجام مدان كه اين كار به انجام نخواهد رسيد . « 1 »
و همانگونه كه امام عليه السّلام فرمود ، خود پيش از مأمون بدرود زندگى گفت .
بخشهائى از فرمان ولايتعهدى
مأمون خود فرمان ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام را نگاشت و دليل خود را از انتخاب امام عليه السّلام براى اين منصب چنين برشمرد : « . . . على بن موسى ( الرضا ) بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن ابى طالب [ عليه السّلام ] را [ به ولايتعهدى ] برگزيد [ م ] كه او را داراى فضل درخشان و عيان ، دانش فراگير ، پارسايى آشكار و زهد خالصانه و سودبخش ديد [ م ] . دنيا را رها كرده و از مردم دورى جسته بود . آنچه دربارهء او [ و فضايل و بزرگوارى او ] گفته شده و مردمان همصدا و متفق ، آن را در او مىيافتند ، آشكار گشته است و از آنجا كه از خردسالى ، نوجوانى ميانسالى و كهنسالى با فضايل او آشنا هستيم ، فرمان ولايتعهدى و خلافت پس از خود را به نام او صادر كرديم . . . [ آنگاه در ادامه چنين آورده است : ] و امير المؤمنين ، فرزند ، خاندان ، نزديكان ، سرداران و فرماندهان و خادمان خود را [ به بيعت با او ] فراخواند و همگان ، فرمانبردار ، شادمان و شتابان با او بيعت كردند » . « 2 »
هامش
( 1 ) . الارشاد 2 / 263 ( به نقل از : مدائنى تاريخنگار ) ؛ اعلام الورى 2 / 74 ؛ بحار الانوار 49 / 147 ( به نقل از الارشاد 2 / 263 ) و الفصول المهمه / 258 .
( 2 ) . همان / 258 .