شما را به [ بيعت با ] خويش نخواند بلكه به [ پذيرش ] « رضا از آل محمد صلّى اللّه عليه و إله » فرا خواند و اگر پيروز مىشد به يقين به وعدهء خود وفا مىكرد .
شايان توجه است كه بدانيم گرايش و خطمشى نظامى از دو جهت سپر و دژ امامان عليه السّلام بود :
نخست : حفاظت از حالت و روحيهء انقلابى جامعه تا پيوسته آمادهء قيام و فداكارى باشد ؛
دوم : با سرگرم شدن حاكمان به تعقيب و گريز و رويارويى با جنبشهاى انقلابى و قيامها ، فرصت براى ادامهء فعاليتهاى اصلاحى به دست مىآمد و امامان عليه السّلام جز در زمينهء قيام ، در تمام زمينهها به فعاليت مىپرداختند كه در اين صورت امام عليه السّلام از حاكمان گزندى نمىديد و حضور او در ميان مردم ، ايمنى و سلامت اهلبيت عليهم السّلام و ياران ايشان را تضمين مىكرد . حاكميت نيز كه سرگرم رويارويى با قيامها و انقلابيون بود از پرداختن به امام عليه السّلام و ممانعت از فعاليتهاى اجتماعى او خوددارى مىكرد ، زيرا اقدام به سركوب همهجانبه ، دامنهء قيام و اقدامهاى نظامى را گسترش مىداد . از اينرو كسانى كه در ظاهر به دانشاندوزى يا بازرگانى پرداخته ، از كارهاى نظامى دورى مىجستند ، از آزادى نسبى داده شده از سوى حكومت ، بهره مىبردند .
امام صادق عليه السّلام با اشاره به سپر بودن قيامهاى مسلحانه فرمود :
« كفّوا ألسنتكم و الزموا بيوتكم ، فإنّه لا يصيبكم أمر تخصّون به أبدا ، و لا تزال الزيدية لكم وقاء أبدا » ؛ « 1 »
زبان خويش را [ از فاش كردن رازها ] بربنديد و خانهنشينى گزينيد كه [ در اين دو
هامش
( 1 ) . اصول كافى 2 / 225 .