انديشه قيام خود را با امام عليه السّلام در ميان گذاشت ، مىفرمود :
« إنك مقتول فأحدّ الضراب . . . فإنّا للّه و انا إليه راجعون ، و عند اللّه - عزّ و جلّ - احتسبكم من عصبة » ؛
[ اى حسين ] ، به يقين كشته خواهى شد ، پس جانانه جنگ كن و پايمردى در پيش گير . . . همه از خداييم و به سوى او بازمىگرديم . خداوند خاندان شما را در سوگتان پاداش دهد . « 1 »
« موسى الهادى » خليفهء عباسى ، قيام حسين ، صاحب فخ را به تحريك امام كاظم عليه السّلام دانسته ، پيوسته امام عليه السّلام را تهديد به قتل مىكرد . او مىگفت : « به خدا سوگند حسين تنها به فرمان او قيام كرد و در اين راه از دوستى او پيروى نمود ، زيرا او ( امام كاظم « ع » ) در ميان خاندانش صاحب منصب امامت است ، خدا مرا بكشد اگر او را زنده بگذارم » .
« ابو يوسف قاضى » موسى را قانع كرد كه اين مطلب صحت ندارد و بدين ترتيب خشم او را فرونشاند . « 2 »
حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام در فعاليتهاى الهى و انقلابى راه پدران بزرگوار خود را درپيش گرفت . او تمام خطهاى : سياسى ، انقلابى - نظامى ، علمى و اجتماعى را همزمان راهبرى مىكرد و چنان هوشمندانه اين وظيفهء را ايفا مىنمود كه فعاليتها و جنبشهاى نظامى كه از سوى حضرت رهبرى مىشد به دليل پنهانكارى فوق العاده ، بهطور كامل از ديد حاكميت دور مانده بود .
اصرار مأمون به امام رضا عليه السّلام مبنى بر پذيرش منصب ولايتعهدى ، خود
هامش
( 1 ) . همان / 376 .
( 2 ) . بحار الانوار 48 / 151 ( به نقل از : مهج الدعوات / 217 ) .