تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
حمايت از ما پاىورزى كند ، بر همگان واجب است از او حمايت و پشتيبانى كنند . من اين كار را به تو مىسپارم . هرچه مىخواهى انجام ده . در اين ماجرا اصل پنهان‌كارى كاملا لحاظ شده بود و تنها اندكى از پيروان اهل‌بيت عليهم السّلام از آن آگاهى يافتند . زمانى كه جماعتى به ديدار « محمد بن حنفيه » رفتند ، او آنان را به همراهى با مختار و مشاركت در قيام او فراخواند . او همچنين نامه‌اى به « ابراهيم اشتر » فرزند « مالك اشتر » نگاشته ، او را به پيوستن به قيام مختار تشويق و ترغيب مىكرد . « 1 » و هنگامى كه « عبد اللّه بن زبير » محمد بن حنفيه را محاصره و او را به مرگ و سوزاندن تهديد كرده بود ، محمد طى نامه‌اى از مختار درخواست يارى كرد و مختار سپاهى گسيل داشته ، محمد را از آن تنگنا نجات داد . « 2 » از اين ماجرا بدون هر ابهامى درمىيابيم كه امام سجاد عليه السّلام محمد بن حنفيه را به‌عنوان رهبر و فرمانده جناح نظامى تعيين كرده ، به دو اختيار داده بود تا به طور مستقيم و مستقل و بدون دخالت امام عليه السّلام دستورهاى نظامى را صادر كند . پس از آن‌كه سلطهء امويان بر عراق ، حجاز و برخى سرزمين‌هاى اسلامى به پايان رسيد و مختار بر آن‌ها چيره شد ، امام زين العابدين عليه السّلام در حضور برخى از نزديكان مختار ، با اين عبارت ، مختار را ستوده ، فرمود : ستايش خدايى را سزاست كه [ عنايت كرد تا ] شاهد خون‌خواهى از دشمنانم باشم و [ خداوند ] مختار را پاداش خير دهد . « 3 » در همان هنگام كه امام عليه السّلام به‌طور غيرمستقيم قيام مختار را هدايت مىكرد ، عالمان و فقيهان و راويانى به جامعه اسلامى ارائه كرد كه : « عبد اللّه بن
هامش
( 1 ) . الكامل في التاريخ 4 / 214 - 215 . ( 2 ) . همان ، 250 - 251 . ( 3 ) . رجال كشى / 127 / حديث 203 .