صورت ] هرگز دين شما دستخوش نابسامانى نخواهد شد و [ بدانيد كه ] « زيديه » پيوسته سپر شما خواهند بود .
بدين ترتيب نظارت امام عليه السّلام بر جنبشهاى نظامى و مسلحانه همچنان در نهايت پنهانكارى و در پس پرده كتمان محض قرار داشت و تنها كسانى كه در عرصهء اقدامهاى الهى و انقلابى نقش مؤثرى داشتند از نظارت امام عليه السّلام مطلع بودند . با اينكه برنامهريزى امام عليه السّلام در امر راهبرى نهضتهاى مسلحانه و عملياتى كردن آن ، بهگونهاى بود كه حاكميت نمىتوانست ارتباطى ميان انقلابيون و امام عليه السّلام بيابد ، اما پيوسته امام عليه السّلام را به حمايت و تحريك اين جنبشها و سران آن متهم مىكرد .
« ابو جعفر منصور » مىگفت : « كيست كه بهانه و دستاويز و عذر مرا نسبت به اين جعفر بپذيرد ؟ او يك گام پيش نهاده و گام ديگر خود را پس كشيده ، مىگويد : از « محمد بن عبد اللّه بن الحسن » دورى مىجويم . اگر پيروز شود امر ( خلافت ) از آن من است و اگر با شكست مراجعه شود من جان به سلامت به در بردهام » . « 1 »
رهبران جناح نظامى بهطور صريح از امام عليه السّلام نامى به ميان نمىآوردند ، بلكه نزد ياران خود با كنايه از ايشان ياد مىكردند . « حسين بن على » صاحب قيام فخ و « يحيى بن عبد اللّه بن الحسن » مىگفتند : « قيام ما پس از مشورت با اهل بيتمان بود . با موسى بن جعفر [ در مورد قيام ] مشورت كرديم و او فرمان قيام داد » . « 2 »
حضرت امام كاظم عليه السّلام به « حسين بن على » صاحب قيام فخ آنگاه كه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 47 / 192 ( به نقل از : مهج الدعوات / 188 ) .
( 2 ) . مقاتل الطالبيين ، ص 383 .